به گزارش خبرگزاری حوزه، بعد از حضور کاروان اسرای کربلا در شام و تاثیر فوقالعاده حضرت امام زین العابدین علیه السلام وحضرت زینب کبری(س) با آن سخنرانیهای تاریخی وتاثیر گذار، یزید تلاش کرد تا خودش را از عواقب آن جنایت بزرگ برهاند و نجات دهد. این در حالی است که خود یزید نامه به والی مدینه نوشته بود و به او تأکید کرد که یا باید از حسین بیعت بگیری و اگر او بیعت نکرد سر از بدن او جدا کن.
بعد از حضور حضرت سیدالشهدا(ع) در مکه هم که چهار ماه طول کشید حوادث مهمی به وقوع پیوست و یزید دستور داد حسین بن علی را بکشید گرچه آویزان به پرده کعبه باشد. لذا امام حسین(ع) به سمت کربلا در روز ترویه حرکت کردند و فرمودند من هرقدر از مکه بیشتر فاصله داشته باشم برای من خوشتر از آن است که خونم در این مکان مقدس ریخته شود.
بنابر برخی شواهد تاریخی روز شهادت حضرت مسلم عدهای از شام به کوفه آمدند که برخی تا ده هزار نفر را هم ذکر کردهاند.این مطلب را قزوینی در جلد اول الامام الحسین واصحابه صفحه۲۸۰ به نقل از طبری آورده است، با توجه به زمینهای که در عراق بود حکومت ظالمانه بنیامیه به فکر افتاد و در این فاصله نعمان بن بشیر عزل و عبیدالله بن زیاد حاکم ووالی بصره و کوفه شد و عوامل وپیروان بنیامیه هم در شهر کوفه بودند. این ماجراها برای قبل از شهادت امام حسین(ع) است.
چون جنایت کربلا بسیار عظیم بود، و چون کاروان امام(ع) تاثیر فوقالعادهای در فاصله حادثه کربلا و قبل از فرا رسیدن اربعین داشتند این جریان کوشید که دامن خود را اگر بتواند از این فاجعه پاک کند اما موفق نشد. پیروان بنیامیه در طول تاریخ این خط را دنبال کردند و میبینیم که عدهای از سلفیها از دیرباز تا کنون برای این مسئله کوشیدند.
در برخی کتب تاریخی نقلی وجود دارد که نافی حضور شامیان در کربلاست ، طبری ومسعودی این نقل را آورده اند؛ بر طبق این نقل کسانی که حسین بن علی(ع) را به شهادت رساندند از اهل کوفه بودند و هیچ یک از شامیها، از اهل شام در کربلا حضور نداشتند؛ این سخن را در حالی بیان میکنند که این کوفیانی هم که به کربلا آمدند عمدتا از پیروان بنیامیه بودند به دلیل اینکه خود امام حسین(ع) در سخنرانیشان در کربلا فرمودند: «ویلکم یا شیعه آل ابی سفیان ان لم یکن لکم دین وکنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم»؛ وای بر شما ای پیروان ابوسفیان! اگر دین ندارید و از معاد و قیامت نمیترسید دست کم آزاده باشید؛ بنابراین امام حسین(ع) خطاب به لشکریانی که از کوفه آمدند آنان را پیروان وشیعیان ابو سفیان نام نهادند.
کوفه شهر عجیب و غریبی بود، شهری است که خوارج و پیروان بنیامیه و شماری از شیعیان هم حضور دارند که شمار قابل توجهی از ایشان بی بصیرت بودند، وطیف قابل توجهی از مردم بودند که می توان گفت خاکستری بودند ودر پی مصالح خود بودند.
لذا برحسب نقل در روز شهادت حضرت مسلم یعنی نهم ذی الحجه سال ۶۰ شمار قابل توجهی از شام به کوفه آمدند که آمار آن را ده هزار نفر نوشته اند که مرحوم شیخ فضل علی قزوینی از طبری وغیر او نقل میکند، او که متوفای ۱۳۶۷ قمری است در کتاب ارزشمند وپر نکته خود بنام الامام الحسین و اصحابه در صفحه ۲۸۱ می نویسد: اگر کسی منکر حضور اهل شام در کربلا شود علم به تاریخ ندارد. بنابراین نقل شمار قابل توجهی از شامیان، سی ویک روز پیش از شهادت حضرت سید الشهداء، خود را از شام به کوفه رسانده بودند.
البته ممکن است کسی این را نپذیرد وشواهد تاریخی دیگری طلب کند، که ما در پاسخ می گوییم تاریخ موارد عدیدهای را در این زمینه بیان کرده است که برخی از آنها را ذکر می کنیم:
۱- ابن شهراشوب در کتاب مناقب آل أبی طالب، جلد چهارم صفحه ۱۰۹ آورده است: «و بعث ابن زیاد، شمر بن ذی الجوشن فی اربعه آلاف من اهل شام»؛ یعنی ابن زیاد شمر را به فرماندهی چهارهزار نفر از اهل شام به کربلا فرستاد؛ هیچ بعدی هم ندارد که این چهارهزار نفر از مجموعه ده هزار نفری باشند که در برخی متون آمده است که از شام به کوفه رفته بودند. مناقب ابن شهراشوب که کتاب معتبری هست.
۲- نقل دیگر روایتی است که ابن سعد در طبقات خود آورده است؛ متاسفانه طبقاتی که چاپ شد قسمی که مربوط به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است ناقص است و خدا رحمت کند مرحوم حاج آقا عزیز طباطبایی که آن را به چاپ رساند؛ در طبقات ابن سعد (قسمت تاریخ امام حسین علیه السلام) در صفحه ۷۳ جریانی را نقل کرده است که یک نفر از اهل شام خطاب به حضرت علی اکبر(ع) کرد و به اعتبار نسب مادر حضرت علی اکبر(ع) کوشید که حضرتش را از لشکر امام حسین(ع) جدا کند، که با برخورد شدید آن حضرت مواجه شد، شبیه همان برخوردی که قمر بنی هاشم علیه السلام با شمر کرد.
۳. - شاهد دیگر نقلی است که ابن عبد ربه در العقدالفرید در صفحه ۱۶۵ در مورد شهادت قاسم بن الحسن آورده است: «و رأی من اهل شام عبدالله بن الحسن بن علی ...»؛ کسی از اهل شام عبدالله بن الحسن را دید که او از زیباترین مردمان بود و گفت من این نوجوان را میکشم، بنابراین گوینده این سخن، مردی خبیث از اهل شام بوده است.
۴- مورد دیگر را ابن اعثم کوفی در مورد شهادت حضرت علی اکبر(ع) نقل کرده است، او چنین آورده است که علی اکبر(ع) چنان شجاعانه و جوانمردانه جنگید که اهل شام از تعداد کشتههایشان به فریاد در آمدند. این را ابن اعثم در کتاب الفتوح در جلد ۵ آورده است.
۵- مورد دیگر هم در مورد حضرت قاسم(ع) در العقد الفرید صفحه ۹۸ در جلد چهارم آورده است که وقتی حضرت قاسم(ع) فریاد کمک خواهی برآورد امام حسین(ع) چنان به سمت قاتل او حمله کرد که دستش قطع شد، و شامیان آن قاتل را نجات دادند.
۶- مورد دیگر هم نقلی است که از امام زین العابدین(ع) داریم که ابن قتیبه دینوری در عیون الاخبار در صفحه ۱۰۶ آورده است. امام سجاد(ع) نقل فرمودند که در روز عاشورا مرا نزد عمر بن سعد آوردند و او وقتی وضعیت مرا از جهت بیماری دید مرا رها کرد؛ شخصی از اهل شام آمد و مرا برداشت، زیرا نمیتوانستم حرکت کنم. این هم باز مؤید حضور اهل شام در کربلا است.
۷- مورد بعدی نقلی است که شیخ صدوق در امالی در صفحه ۱۳۸ در مورد لحظه پیش از شهادت امام حسین(ع) آورده است؛ ایشان چنین نقل میکند: دشمن خدا سنان بن انس و شمر بن ذی الجوشن به همراه عدهای از اهل شام مقابل امام حسین(ع) قرار گرفتند و برخی به برخی دیگر گفتند که چرا نگاه میکنید؟ سر را از بدن جدا کنید.. این هم مؤیدی دیگر از حضور شامیان در کربلاست.
۸- ظاهر آنست که ازرق شامی ومانند او از جمله لشکریان شام باشند، واینکه گفته شود که او شامی ساکن در کوفه، ویا اینکه شبامی باشد ونه شامی خلاف ظاهر است.
خلاصه اینکه این شواهد و ادله، وبخصوص نقل ابن شهراشوب که شمر بن ذی الجوشن به دستور ابن زیاد به فرماندهی چهارهزار نفر از اهل شام گماشته شد و اینها به سمت کربلا آمدند دیگر جایی برای تردید وایجاد شک وشبهه باقی نمی گذارد. لذا این قطعه مهم تاریخی نباید مورد غفلت قرار بگیرد که برخی سوء استفاده کنند و منکر حضور شامیان در کربلا شوند و بخواهند حادثه کربلا را تنها متوجه کوفیان کنند، گرچه می دانیم کوفیان حاضر در کربلا اموی مسلک بودند.











نظر شما